روزهای تاریخی و سرنوشت سازی را تجربه می کنیم. از یک سو تقلب در انتخابات و اعتراضات مدنی و سرکوب و کشتار مردم بی پناه و بی گناه کف خیابانها و زندانی و شکنجه انبوه سیاسیون و فعالان حقوق بشر و حتی مردم عادی؛ از سوی دیگر برآمدن رهبر و سران جنبش اعتراض آمیز از متن نظام و انقلاب. همیشه اعتقاد داشته ام که یک سیستم و مجموعه تنها در صورتی می تواند به کار خود ادامه داده و موفق شود که سلامت ذاتی داشته باشد. اکثریت مردم در این چند دهه و خصوصاً چند سال اخیر همواره به گونه ای نارضایتی خود را از وضع موجود و عملکرد حاکمان بروز داده اند؛ با این وجود هر زمان صحبت از راهکار حل این مشکل می شد، به وضوح، انقلاب کردن از گزینه های پیش رو قلمداد نمی شد. مردم خاطره خوبی از انقلاب و نتایج آن ندارند. خصوصاً اینکه چنین حرکتهایی نیازمند رهبر است و هیچ کس در ذهن خود رهبری لایق و شایسته در جامعه اپوزیسیون برای آن متصور نبود.
به مرور زمان، و با پیشرفت فساد در بدنه، اشخاص و گروههایی که خود از تولیدکنندگان و بنیانگذاران به حساب می آمدند، مشاهده کردند که چگونه همه آمال و آرزوهایشان به ناکجاآباد کشیده شده است. با این وجود همچنان بر آرمانهای انقلابی خود تأکید داشته اند. ایشان حتی امروز هم نمی توانند و نمی خواهند باور کنند آنچه که آنرا نظام مقدس می شمردند، چیزی بیش از یک رویا و آرزو نبوده و نتیجه عملی آن چیزی نیست جز آنچه امروز مشاهده می کنیم.
جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه، به لحاظ تئوریک یک سیستم ایده ال است؛ با این شرط که شخص ولی فقیه موجودی معصوم و عاری از هر گونه خطا و گناه و اشتباه باشد. امری که رخداد آن محال است. و اینچنین است که این نظریه در عمل تبدیل به مخوفترین و سیاه ترین نوع دیکتاتوری که تاریخ به چشم دیده، می شود. در اینجا روی صحبتم با رهبران فعلی جنبش مردم ایران است. آقایان عزیز. ما هم دوست داشتیم جمهوری اسلامی که حاصل خون هزاران ایرانی در انقلاب 57 و 8 سال جنگ بوده، اینچنین منتهی به دیکتاتوری و خفقان نمی شد. ما هم دوست داشتیم امروز و بعد از گذشت 30 سال از عمر این نظام، روز به روز به سمت دمکراسی و استقلال و آزادی و راستی و صداقت و پیشرفت ایران و رفاه ایرانیان قدم بر می داشتیم. ولی این چنین نیست. آیا جز این است که جمهوری ولایت فقیه، امروز حتی تحمل یاران و حامیان دیروز خود را نیز ندارد؟ آقای موسوی دوست داشتنی. می دانیم که 8 سال در سخت ترین شرایط برای حفظ نظام و نجات میهن از چنگال دشمنان زحمت کشیده و خون دل خورده اید. می دانیم که آرمانهایتان را دوست دارید. ولی امروز دیگر نه حضرت امامی هست که رهبر باشد و نه در آینده ولی فقیه معصومی خواهیم داشت. مردم دیگر ظلم و جور و دیکتاتوری و تکصدایی را نمی توانند تحمل کنند و آزادی می خواهند. آزادی و دمکراسی به معنای واقعی و اصیل آن؛ نه جمهوری ولایت فقیه با آن مفهموم تئوریک که تنها در ذهن و خیال متصور است. آقای موسوی. ما هم متأسفیم که آرمانهای انقلاب اسلامی به دیکتاتوری منتهی شد. ولی ما و شما مجبوریم این واقعیت تلخ را بپذیریم که رویای دمکراسی هرگز زیر سایه ولایت فقیه محقق نخواهد شد

چشمان کاملاً باز
از مدیران وبلاگ و سایتهای خبری دعوت می شود مطلب لینک ذیل را مطالعه فرمایند
http://bgba.wordpress.com/2009/07/22/kick_off
زبون نفهما ایران مال مردم ایران هست و اکثریت مردم ایران نه اسلام، نه محمد، نه علی، نه حسن و یا هیچ خره دیگهی رو نمیخوان
لعنت بر خمینی که این طالبان را به ایران آورد
ما میگیم خر نمیخواهیم شما میگید پالونشو عوض کنیم
مردم ایران یادشون نرفته که همین موسوی یکی از مزدورهای خمینی جلاد آدم کش بود و آن هم یک وطن فروش که دستش به خون همین مردم آلوده هست، در زمان ۸ سال نخست وزیری موسوی ۱۶۰۰۰ زندانی سیاسی آدم شدهاند
توسط: mane irani در ژوئیه 26, 2009
در 4:45 ب.ظ.
مردم ایران یادشون نرفته که همین موسوی یکی از مزدورهای خمینی جلاد آدم کش بود و آن هم یک وطن فروش که دستش به خون همین مردم آلوده هست، در زمان ۸ سال نخست وزیری موسوی ۱۶۰۰۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند
توسط: mane irani در ژوئیه 26, 2009
در 4:48 ب.ظ.
ترجیع میدهیم جمهوری اسلامی باقی بماند اما به دوران آتش پرستی بر نگردیم
توسط: ali در ژوئیه 28, 2009
در 12:43 ب.ظ.
از تندگویی و تند روی کسی به جایی نرسیده است. انقلاب ایران یک واقعیت تاریخی است که حرکت آن مثل هر انقلاب دیگری در دنیا در قالب اصول تاریخی حرکت میکند؛ اصولی که بر پایۀ آن انقلاب میتواند از موموکراسی (حکومت اراذل، مانند ابتدای انقلاب فرانسه) به دموکراسی برسد و یا آنکه به دیکتاتوری اراذل (مانند وضعیت چندین ساله ایران) منجر شود. اما شما را به هر چه قبول دارید سوگند میدهم که تا میتوانید مطالعه کرده و به آگاهی خود اضافه نمایید. دوست عزیزم با آنکه مسلمان و شیعه هستم اما به تو میگویم که ایرانی هیچگاه آتش پرست نبوده، همانطور که مسلمانان قبله یا سنگ پرست نیستند. ما به روی مشتی سنگ نماز میخوانیم اما آن را نمیپرستیم و زرتشتیان نیز به روی آتش به عنوان مظهر روشنی و پاکی نماز میگذارند، اما آن را نمیپرستند. شما در اوستا میتوانید نامهای خداوند را مشاهده نمایید که یکی از آنها «یکتا» است. ایرانیان همیشه یکتاپرست بوده اند. ترجیح ندهید که چیزی باقی بماند، چون هیچ چیز در این جهان بدون تغییر باقی نمیماند بجز خود تغییر. پس تلاش کنید تا در مسیر تغییر از بدتر به بد و از بد به خوب و از خوب به عالی به سهم خود نقش داشته باشید. خداوند میفرماید: «ان الله لا یغیر قوم حتی یغیر ما به انفسهم»؛ یعنی خداوند حال قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه خود این تغییر را ایجاد نمایند. با امید که بتوانیم ایرانی آباد و آزاد بسازیم. پاینده باد ایران و ایرانیان از هر نژاد و مذهب. دوست عزیز به عنوان یک مسلمان از قول حضرت اشو زرتشت اسپنتمان کلامی را به تو میگویم که عمل به آن سعادت را برای جاودان به ارمغان می آورد:
گفتار نیک
پندار نیک
کردار نیک
توسط: سید مجتبی در اوت 4, 2009
در 8:18 ق.ظ.
حرف اکثریت ملت ایران انتخاب آقای دکتر محمود احمدی نژاد بود دین اکثریت ملت ایران هم اسلام می باشد احترام اقلیت ها هم سرجایش محفوظ است یعنی برای عنوان این حرفهای مفت شماها هم سازمانهای جاسوسی غرب حقوق می دهند
توسط: امرالله مهماندوست در اکتبر 3, 2009
در 6:27 ق.ظ.