امروز 1 آگوست 2009، برابر با 10 مرداد 1388
نزدیک به 50 روز از انتخابات ریاست جمهوری مورد مناقشه، با فراز و نشیب های فراوان سپری شده است. در این مدت تجمعات و راهپیماییهای مختلفی در تهران و سایر شهرهای ایران توسط مردم معترض انجام شده است. بعضی موارد پررنگ تر و با اقبال میلیونی مواجه شده و بعضی تجمعات کمرنگ تر بوده اند. در این مطلب، دلایل این اقبال یا عدم اقبال را به طور خلاصه بررسی نموده و سعی شده است که راهکارهایی نیز ارائه گردد.
مهمترین تجمعات:
1- راهپیمایی گسترده دوشنبه 25 خرداد
2- راهپیمایی 30 خرداد بعد از نماز جمعه و سخنان رهبر
3- راهپیمایی 18 تیر
4- حضور میلیونی و راهپیمایی در نماز جمعه هاشمی
5- مراسم و راهپیمایی 8 مرداد، چهلم شهدا
در میان راهپیمایی مذکور که به عنوان مهمترین تجمعات اعتراضی پس از اعلام نتایج انتخابات شناخته شده اند، نقاط اشتراک و افتراقی وجود داشته که موجب موفقیت یا عدم موفقیت آنها در مقیاس گسترده شده است. در خصوص برگزاری و میزان استقبال و حضور عامه مردم، فرد یا گروه دعوت کننده و میزان اطلاع رسانی نقش عمده ای ایفا می کنند. همچنین ماهیت و دلیل برگزاری تجمع نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است.
در 5 مورد فوق هر گاه که دعوت از سوی شخص مهندس موسوی و مهدی کروبی انجام شده است، مردم به طور گسترده ای در خیابانها حضور یافته اند. لذا یکی از دلایل تعداد کمتر جمعیت در روز 18 تیر در مقایسه با سایر موارد را می توان عدم اعلام و دعوت عمومی رهبران جنبش تلقی نمود.
یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار، نحوه و میزان اطلاع رسانی می باشد. بررسی میزان حضور مردم در تجمعات اخیر نشان می دهد که هرگاه اعلان عمومی تجمعات از طریق رسانه های عمومی سمعی بصری بوده است (مانند تلویزیون صدای امریکا (VOA) در مورد مراسم 8 مرداد، یا اعلام برگزاری نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی در صداوسیما) جمعیت قابل توجهی حضور یافته اند. شایان ذکر است که سایر روشهای اطلاع رسانی مانند اینترنت تقریباً در همه موارد پوشش یکسانی داشته است. لذا رسانه تلویزیون که دارای بیننده و مخاطب گسترده و عام می باشد، نقش شاخص و پررنگی نسبت به سایر روشهای اطلاع رسانی دارا می باشد.
در خصوص ماهیت و دلیل برگزاری اجتماعات نیز می توان گفت که مراسمی با اقبال گسترده مواجه شده است که موضوع برگزاری، دارای مخاطب عام بوده است؛ مانند نماز جمعه و مراسم چهلم شهدا. و در مورد مراسم 18 تیر، سالگرد یک واقعه سیاسی موضوع برگزاری مراسم بود که استقبال آن گونه که انتظار می رفت نبود.
نتیجه گیری:
1- رهبران نقش حیاتی در بقا و ادامه راه جنبش داشته و می بایست همواره ارتباط خود را با بدنه جنبش حفظ کنند.
2- جنبش به یک رسانه دیداری شنیداری (تلویزیون، رادیو) که امکان دسترسی آسان و گسترده عامه مردم به آن وجود داشته باشد نیاز اساسی دارد. باید هر چه زودتر اقدامی جهت تأسیس چنین رسانه ای صورت پذیرد.
3- برنامه ریزی جهت برگزاری راهپیمایی ها و تجمعات در روزهایی انجام شود که دارای موضوعیتی با پذیرش عامه مردم باشد .

تحلیل خوبه.درمورد داشتن رسانه واسه جنبش کاملا باهات هم نظرم.می بینیم که با وجود تصویب بودجه 30میلیون دلاری برای شبکه voaاین شبکه همچنان می خواد نقش بی طرفانه به خودش بگیره و مثلا صدای آقای سازگارا رو درچهارشنبه گذشته قطع کرد.جنبش نیاز به یک شبکه تلویزیونی مستقل داره
توسط: بی نام در اوت 1, 2009
در 8:23 ق.ظ.